close
تبلیغات در اینترنت
حدیث-حدیث چیست-حکم حدیث-عمل به حدیث-احادیث نبی-احادیث پیامبر-خدیث ضعیف

پروفایل مدیریت


سلام علیکم. این سایت در آغاز گروهی در واتساب بود که در جهت رفع شبهات غیرمقلدین فعالیت می کرد. هم اکنون با مشورت مدیران ، وبلاگی برای ، حفظ ونشر مطالب گروه و استفاده عموم ساخته شد. این سایت صرفا برای پاسخ شبهات واهی متسلفین تکفیری ، تک رووخودبرتربین که روزانه مذاهب اسلامی را آماج حملات خویش قرار داده اندساخته شده است و وابسته به هیچ گروه واحزاب سیاسی ومذهبی دیگری نیست وهیچ عنادی با دیگر مذاهب اسلامی ندارد. ان شاالله که مورد پذیرش درگاه الهی واقع گردد.

آمار سایت

آمار مطالب
کل مطالب : 339
کل نظرات : 37
آمار کاربران
کل کاربران : 54
افراد آنلاين : 1
کاربران آنلاين : 0
آمار بازديد
بازديد امروز : 53,248
اطلاعات
امروز : شنبه 05 اسفند 1396
آي پي شما : 54.90.119.59
مرورگر شما :

  • عضویت سریع

  • لوگین
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نام کاربری :
رمز عبور :

حکم عمل به حدیث ضعیف

نمایش ادامه مطلب

حکم عمل به حدیث ضعیف:

سند در شریعت از مرتبه خاصی برخوردار است. البته با وجود آن فقط سند را مدار صحت و ضعف قرار دادن کاملا اشتباهی صریح است، چون:

1- تصحیح و تضعیف امور ظنیه هستند:اخبار احاد عمومًا به تصحیح، تضعیف و تحسین متصف می‌شوند و قاعده است که «التصحیح والتضعیف والتحسین أمور ظنیة والیقین ینافی الظن.» (مقدمه اعلاء السنن، الفصل الثانی أن التضعیف الرجال وتوثیقهم وتصحیح الأحادیث وتحسینها أمر اجتهادی: 1/33، إدارة القرآن)

یعنی تصحیح تضعیف و تحسین کار محدث است و تشخیص محدثین ظنی می‌باشد. پس چگونه ممکن است که با ظن فایده قطع و یقین حاصل شود.به تعبیر دیگر تصحیح، تضعیف و تحسین امور ظنیه هستند؛ یعنی «حدیث صحیح عند قوم وضعیف عند الآخرین.» در مورد یک حدیث محدثی حکم صحت آن و دیگری حکم ضعیف بودن آن را می‌دهد.

2- تعریف حدیث صحیح:

تعریف حدیث صحیح این است: «والصحیح ما ثبت بنقل عدل تام الضبط متصل السند غیر معلل ولا شاذ.» (نخبة الفکر، تعریف الصحیح، ص: 30-21، فاروقی کتب خانه ملتان پاکستان)حدیث صحیح به حدیثی می‌گویند که ثبوت آن اینگونه باشد که راوی آن عادل، دارای حافظه قوی و سند آن حدیث متصل باشد یعنی در آن علت خفیه نباشد و نه شاذ باشد.برای حدیث صحیح این شرط را هم وضع کرده‌اند که از علت خفیه هم خالی باشد بسیاری از احادیث هستند که از علل خفی خالی هستند اما امام بخاری آنها را در بخاری نیآورده است و بسیاری از احادیث وجود دارند که در بخاری موجود هستند اما امام العلل دارقطنی آنها را معلل قرار داده است.


سند در شریعت از مرتبه خاصی برخوردار است. البته با وجود آن فقط سند را مدار صحت و ضعف قرار دادن کاملا اشتباهی صریح است، چون:

1- تصحیح و تضعیف امور ظنیه هستند:اخبار احاد عمومًا به تصحیح، تضعیف و تحسین متصف می‌شوند و قاعده است که «التصحیح والتضعیف والتحسین أمور ظنیة والیقین ینافی الظن.» (مقدمه اعلاء السنن، الفصل الثانی أن التضعیف الرجال وتوثیقهم وتصحیح الأحادیث وتحسینها أمر اجتهادی: 1/33، إدارة القرآن)

یعنی تصحیح تضعیف و تحسین کار محدث است و تشخیص محدثین ظنی می‌باشد. پس چگونه ممکن است که با ظن فایده قطع و یقین حاصل شود.به تعبیر دیگر تصحیح، تضعیف و تحسین امور ظنیه هستند؛ یعنی «حدیث صحیح عند قوم وضعیف عند الآخرین.» در مورد یک حدیث محدثی حکم صحت آن و دیگری حکم ضعیف بودن آن را می‌دهد.

2- تعریف حدیث صحیح:

تعریف حدیث صحیح این است: «والصحیح ما ثبت بنقل عدل تام الضبط متصل السند غیر معلل ولا شاذ.» (نخبة الفکر، تعریف الصحیح، ص: 30-21، فاروقی کتب خانه ملتان پاکستان)حدیث صحیح به حدیثی می‌گویند که ثبوت آن اینگونه باشد که راوی آن عادل، دارای حافظه قوی و سند آن حدیث متصل باشد یعنی در آن علت خفیه نباشد و نه شاذ باشد.برای حدیث صحیح این شرط را هم وضع کرده‌اند که از علت خفیه هم خالی باشد بسیاری از احادیث هستند که از علل خفی خالی هستند اما امام بخاری آنها را در بخاری نیآورده است و بسیاری از احادیث وجود دارند که در بخاری موجود هستند اما امام العلل دارقطنی آنها را معلل قرار داده است.

3- صرفًا صحت سند، مدار صحت حدیث نیست:

چون صرفا صحت سند مدار صحیح بودن حدیث نیست بنابر این محدثین تصریح نموده‌اند که گاهی با وجود صحیح بودن سند حدیث، متن آن صحیح نخواهد بود.

 علامه ابن کثیر رحمه الله تعالی می‌فرمایند:«صحة السند لا یستلزم صحة المتن وصحة المتن لا یستلزم صحة السند.» (الباعث الحثیث، النوع الثانی،: الحسن، ص: 36 دارالتراث القاهرة)صحیح یا حسن بودن سند، مستلزم این نیست که متن هم صحیح یا حسن باشد، زیرا گاهی متن شاذ و گاهی معلل هم می‌شود و گاهی عکس این یعنی سند نادرست و متن درست خواهد بود. مانند: «البیعان بالخیار ما لم یتفرقا» الاسناد غیر صحیح والمتن صحیح علی کل حال.»صاحب «امعان النظر» بعد از نقل حدیث طویلی که در آن ذکر تقسیم غنایم در موقع جنگ بدر آمده، می‌نویسد:«رواه الطبرانی ورجاله رجال الصحیح ومتنه منکر، فان النبی صلی الله علیه و سلم لا یقول ذلک لرجل من اهل البدر، فجعل المتن منکرا مع الحکم بأن رجاله رجال صحیح.» (امعان النظر: 133، شاه ولی الله اکادمی حیدرآباد.)لذا فقط صحت سند ملاک نیست بلکه علت خفیه هم در نظر گرفته می‌شود که محدثین این علت را بنابه نظریه خود و فقها بنابه نظریه خود، تعیین می‌کنند. محدثی علتی را در حدیث بیان می‌کند در حالی که محدث دیگری آن حدیث را خالی از علت و صحیح می‌داند.واضح شد که صحیح گفتن حدیثی از طرف محدث امور ظنی و اضافی است و از قطعیات نیست.خلاصه بعضی از اسناد کاملا درست هستند البته متن آنها صحیح نیست، همچنین این صورت هم وجود دارد که سند مجروح است البته متن آن کاملا درست می‌باشد. گاهی سند و متن هر دو صحیح هستند البته باز هم محل اشکال وجود دارد؛ لهذا فقط سند را مدار صحت و ضعف قرار دادن کاملا نادرست است. بلکه مدار صحت بر «ما ثبت بنقل عدل تام الضبط متصل السند غیر معلل ولا شاذ.» است. واقعات بسیاری از محدثین به چشم می‌خورد که آنها بنابر علم و ملکه خدادادی خویش احادیثی را رد فرمودند در حالی که سند و متن آنها کاملا صحیح بوده.

4- استدلال مجتهد دلیل بر صحت حدیث است:

«المجتهد اذا استدل بحدیث کان تصحیحًا له.»«وقال أبو الحسن بن الحصار فی تقریب المدارک علی مؤطا إمام مالک: قد یعلم الفقیه صحة الحدیث إذا لم یکن فی سنده کذاب بموافقة الآیة من کتاب الله أو بعض أصول الشریعة، فیحمله ذلک علی قبوله والعمل به.» (مقدمة إعلاء السنن، الفصل الثانی فی بیان ما یتعلق بالتصحیح والتحسین: 39، ادارة القرآن)«ابو الحسن حصار می‌فرمایند: وقتی که در سند حدیث راوی کذابی نباشد پس گاهی اوقات فقهیه بنابر آیه‌ای یا بنابر موافقت با یک اصولی از اصول شریعت بر صحت آن حدیث پی می‌برد و این پی بردن او را وادار می‌کند تا آن حدیث را قبول کرده و بر مقتضایش عمل نماید.

حافظ ابن کثیر می‌فرماید:«قلت إذا لم یکن فی الباب غیر ذلک الحدیث أو تعرض للاحتجاج به فی فتیاه أو حکمه او استشهد به عند العمل بمقتضاه.»یعنی اگر مجتهد بر حدیث متکلم فیه عمل کند پس آن حدیث صحیح شمار کرده می‌شود، به شرطی که در مقابل آن حدیث صحیح و قوی دیگری وجود نداشته باشد، لهذا عمل فقها بر مقتضای حدیثی علامت صحیح بودم آن  است، چون عمل بر حدیث را فقیه متعین می‌کند که این حدیث صحیح است بر مقتضای آن عمل شود یا از این حدیث سنیت و از آن وجوب ثابت می‌شود و...

5- عدم استدلال دال بر عدم صحت است:

در امعان النظر قاعده‌ی را ذکر کرده که اگر حدیث صحیح با وجود صحیح بودن کسی از آن استدلال نکرد پس این خود دال بر صحیح نبودن آن حدیث است.

«لَوْ كَانَ الْحَدِيثُ صَحِيحًا، وَلَكِنَّهُ لَمْ يُنْقَلْ كَذَلِكَ فَدَلَّ عَلَى أَنَّهُ لَيْسَ بِصَحِيحٍ فِي نَفْسِ الْأَمْرِ.» (البدایة والنهایة، باب دلائل النبوة: 4/468، دار الفکر)قال ابن عبدالبر فی «الاستذکار» لما حکی عن الترمذی أن البخاری صحح حدیث البحر «هُوَ الطَّهُورُ مَاؤُهُ الْحِلُّ مَيْتَتُهُ» و اهل الحدیث لا یصححون مثل إسناده لکن الحدیث عندی صحیح؛ لان العلماء تلقوه بالقبول.»

ابن عبد البر در استذکار در مورد حدیث «هُوَ الطَّهُورُ مَاؤُهُ الْحِلُّ مَيْتَتُهُ» می‌فرمایند:

محدثین این حدیث را صحیح قرار نمی‌دهند البته امام بخاری آن را صحیح می‌داند و این حدیث، صحیح شمار کرده می‌شود. لهذا اگر امام حدیثی را صحیح قرار داد پس به طور اولی بر صحت حدیث دال خواهد بود. وقتی محدثی با توان علم و ملکه خدادادی خود می‌تواند با محدثین دیگر مخالفت کند پس مجتهدی که بر اجتهاد او اجماع شده و او بر حدیث و اصول حدیث، فقه و اصول فقه، تفسیر و اصول تفسیر، بلاغت و معانی، بدیع کلام و غیره تسلط کامل دارد، اگر با محدثین دیگر مخالفت کند و از حدیثی استدلال نماید که نزد محدثین صحیح نیست، مخالفت او نیز مانند مخالفت امام بخاری مورد تائید است.

6- تلقی بالقبول:

با تلقی بالقبول نیز بعضی از احادیث اگر چه محدثین آنها را صحیح قرار نداده‌اند، مرتبه صحت را حاصل خواهند کرد. چنانکه در عبارت فوق گذشت. همچنین علامه اکرم سندهی رحمه الله می‌فرمایند:«وهذا التلقی وحده اقوی فی إفاضة العلم من مجرد کثرة الطرق القاصرة عن التواتر.» » (إمعان النظر: 34)تلقی بالقبول در فایده علم یقین از کثرت طرقی که به حد تواتر نرسیده‌اند قوی‌تر است.علامه اکرم سندی رحمه الله در جای دیگر می‌نویسند:قال السخاوی فی شرح الالفیة: اذا تلقت الأمة الضعیف بالقبول یعمل به علی الصحیح حتی انه ینزل منزلة التواتر فی أنه ینسخ المقطوع به، ولهذا قال الشافعی فی حدیث «لا وصیة لوارث» إنه لا یثبته أهل الحدیث ولکن العامة تلقته بالقبول وعملوا به حتی جعلوه ناسخًا للوصیة.» (إمعان النظر: 186)

علامه سخاوی در شرح الفیه می‌نویسند: وقتی امت حدیث ضعیفی را تلقی بالقبول نماید پس بر آن حدیث ضعیف، مانند حدیث صحیح عمل کرده می‌شود حتی گاهی به مرتبه تواتر رسیده و با آن قطعیات منسوخ کرده می‌شوند. به همین خاطر امام شافعی در مورد حدیث «لا وصیة لوارث» فرمود: اهل حدیث این حدیث را معتبر قرار نمی‌دهند اما امت به آن درجه تلقی بالقبول داده حتی آن را برای آیه وصیت ناسخ قرار دادند.

حافظ ابن کثیر رحمه الله تعالی در مورد تلقی بالقبول می‌فرماید:«ثم وقفت بعد هذا على كلام لشيخنا العلامة ابن تيمية، مضمونه: أنه نقل القطع بالحديث الذي تلقته الأمة بالقبول عن جماعات من الأئمة: منهم القاضي عبد الوهاب المالكي، والشيخ أبو حامد الاسفرائيني والقاضي أبو الطيب الطبري، والشيخ أبو إسحق الشيرازي من الشافعية، وابن حامد، وأبو يعلى بن الفراء، وأبو الخطاب، وابن الزاغوني، وأمثالهم من الحنابلة، وشمس الأئمة السرخسي من الحنفية قال: " وهو قول أكثر أهل الكلام من الأشعرية وغيرهم: كأبي إسحاق الاسفرائيني، وابن فورك قال: وهو مذهب أهل الحديث قاطبة ومذهب السلف عامة " وهو معنى ما ذكره ابن الصلاح استنباطاً. فوافق فيه هؤلاء الأئمة.

مضمونی از ابن تیمیه را دیدم که در آن مذهب جماعت بزرگی از ائمه نقل شده وقتی‌که حدیثی تلقی بالقبول حاصل کند، آن حدیث فایده علم یقین را خواهد داد از جمله علمای که به این قایل هستند، از شوافع قاضی عبدالوهاب مالکی، شیخ ابو حامد اسفرائنی، قاضی ابو الطیب طبری، شیخ ابو اسحاق شیرازی، از حنابله ابن حامد، ابو یعلی، ابن الفراء، ابو الخطاب، ابن زاغوانی و غیره هستند و از احناف مذهب شمس الائمه سرخسی نیز همین است حدیثی که تلقی بالقبول حاصل کند فایده علم یقین را می‌دهد.سپس فرمود: از اهل کلام مذهب بیشتر اشاعره مانند ابو اسحاق اسفرائنی، ابن فورک و غیره نیز همین است. خلاصه مذهب تمام محدثین و سلف همین می‌باشد و این همان چیزی است که ابن صلاح آن را به طور استنباط بیان کرده و در آن با ائمه مذکور موافقت نموده.

 

وقال رحمه الله أيضاً: "جمهور أهل العلم من جميع الطوائف على أنّ خبر الواحد إذا تلقته الأمة بالقبول تصديقاً له، أو عملاً به، أنه يوجب العلم. وهذا هو الذي ذكره المصنفون في أصول الفقه... (حاشیة النبوات لابن تیمیة: 2/887، المحقق: عبد العزيز بن صالح الطويان الناشر: أضواء السلف، الرياض، المملكة العربية السعودية الطبعة: الأولى، 1420هـ/2000م

وَلِهَذَا كَانَ جُمْهُورُ أَهْلِ الْعِلْمِ مِنْ جَمِيعِ الطَّوَائِفِ عَلَى أَنَّ " خَبَرَ الْوَاحِدِ " إذَا تَلَقَّتْهُ الْأُمَّةُ بِالْقَبُولِ تَصْدِيقًا لَهُ أَوْ عَمَلًا بِهِ أَنَّهُ يُوجِبُ الْعِلْمَ وَهَذَا هُوَ الَّذِي ذَكَرَهُ الْمُصَنِّفُونَ فِي أُصُولِ الْفِقْهِ مِنْ أَصْحَابِ أَبِي حَنِيفَةَ وَمَالِكٍ وَالشَّافِعِيِّ وَأَحْمَد إلَّا فِرْقَةً قَلِيلَةً مِنْ الْمُتَأَخِّرِينَ اتَّبَعُوا فِي ذَلِكَ طَائِفَةً مِنْ أَهْلِ الْكَلَامِ أَنْكَرُوا ذَلِكَ؛ وَلَكِنَّ كَثِيرًا مِنْ أَهْلِ الْكَلَامِ أَوْ أَكْثَرِهِمْ يُوَافِقُونَ الْفُقَهَاءَ وَأَهْلَ الْحَدِيثِ وَالسَّلَفَ عَلَى ذَلِكَ وَهُوَ قَوْلُ أَكْثَرِ الْأَشْعَرِيَّةِ كَأَبِي إسْحَاقَ وَابْنِ فورك وَأَمَّا ابْنُ الْبَاقِلَانِي فَهُوَ الَّذِي أَنْكَرَ ذَلِكَ وَتَبِعَهُ مِثْلُ أَبِي الْمَعَالِي وَأَبِي حَامِدٍ وَابْنِ عَقِيلٍ وَابْنِ الْجَوْزِيِّ وَابْنِ الْخَطِيبِ والآمدي وَنَحْوِ هَؤُلَاءِ وَالْأَوَّلُ هُوَ الَّذِي ذَكَرَهُ الشَّيْخُ أَبُو حَامِدٍ وَأَبُو الطَّيِّبِ وَأَبُو إسْحَاقَ وَأَمْثَالُهُ مِنْ أَئِمَّةِ الشَّافِعِيَّةِ وَهُوَ الَّذِي ذَكَرَهُ الْقَاضِي عَبْدُ الْوَهَّابِ وَأَمْثَالُهُ مِنْ الْمَالِكِيَّةِ وَهُوَ الَّذِي ذَكَرَهُ أَبُو يَعْلَى وَأَبُو الْخَطَّابِ وَأَبُو الْحَسَنِ بْنُ الزَّاغُونِي وَأَمْثَالُهُمْ مِنْ الْحَنْبَلِيَّةِ. وَهُوَ الَّذِي ذَكَرَهُ شَمْسُ الدِّينِ السَّرَخْسِيُّ وَأَمْثَالُهُ مِنْ الْحَنَفِيَّةِ وَإِذَا كَانَ الْإِجْمَاعُ عَلَى تَصْدِيقِ الْخَبَرِ مُوجِبًا لِلْقَطْعِ بِهِ فَالِاعْتِبَارُ فِي ذَلِكَ بِإِجْمَاعِ أَهْلِ الْعِلْمِ بِالْحَدِيثِ كَمَا أَنَّ الِاعْتِبَارَ فِي الْإِجْمَاعِ عَلَى الْأَحْكَامِ بِإِجْمَاعِ أَهْلِ الْعِلْمِ بِالْأَمْرِ وَالنَّهْيِ وَالْإِبَاحَةِ. و " الْمَقْصُودُ هُنَا " أَنَّ تَعَدُّدَ الطُّرُقِ مَعَ عَدَمِ التَّشَاعُرِ أَوْ الِاتِّفَاقِ فِي الْعَادَةِ يُوجِبُ الْعِلْمَ بِمَضْمُونِ الْمَنْقُولِ؛ لَكِنَّ هَذَا يُنْتَفَعُ بِهِ كَثِيرًا فِي عِلْمِ أَحْوَالِ النَّاقِلِينَ. وَفِي مِثْلِ هَذَا يُنْتَفَعُ بِرِوَايَةِ الْمَجْهُولِ وَالسَّيِّئِ الْحِفْظِ وَبِالْحَدِيثِ الْمُرْسَلِ وَنَحْوِ ذَلِكَ؛ وَلِهَذَا كَانَ أَهْلُ الْعِلْمِ يَكْتُبُونَ مِثْلَ هَذِهِ الْأَحَادِيثِ وَيَقُولُونَ: إنَّهُ يَصْلُحُ لِلشَّوَاهِدِ وَالِاعْتِبَارِ مَا لَا يَصْلُحُ لِغَيْرِهِ (مجموع الفتاوی ابن تیمیه: 13/351 و 352)

تهیه شده در گرده مسلک دیوبند شناخت متسلفین

ابو عمیر جدگال
برچسب ها : حکم عمل به حدیث ضعیف ,

نظرات کاربران


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

  • پیشنهادی

  • پربازدید

  • جدید

  • نظرات
  • اثبات ترک رفع یدین (بلند نکردن دست ها در نماز)

  • عقیده اهل سنت و جماعت در جواب کسی که می گوید الله کجاست؟

  • توهین امام غیرمقلدین «البانی» به امام اعظم

  • نقد کتاب : صفة صلاة النبی ناصرالدین آلبانی رح در ترازوی عدل وانصاف(1)

  • پنج سوال دندانشکن قایلین'ترک رفع یدین(احناف ومالکیه)؛ از کسانیکه قایل به رفع یدین هستند(غیرمقلدین

  • پنجاه سوال کمرشکن از غیرمقلدین

  • ثبوت صلاةالتسبیح برردجواب غیرمقلدین که صلاةالتسبیح رابدعت می دانند

  • ثبوت توسل شرعی از دیدگاه اهل سنت و الجماعة

  • اطلاعیه از طرف گروه علمی وتحقیقی راه حقیقت2 به همه اهل سنت

  • پاسخ به ده اعتراض بر جماعت تبلیغ

  • تاریخچه پیدایش طیف غیر مقلدین(متسلفین)

  • متسلفین می گویند:تصوف بدعت است

  • دفاع شيخ الاسلام ابن تيميه رح از امام اعظم رح نسبت به اعتراضات متسلفين

  • افشای دروغ های متسلفین در مورد تصوف

  • آیا احناف در عقیده مخالف امام ابوحنیفه هستند و عقیده امام ابومنصور ماتریدی عقیده معتزلی هست؟؟

  • سوء استفاده غیرمقلدین ازاحساسات دینی مردم؛درمورد جماعت تبلیغ وکتاب فضایل اعمال

  • پاسخ اعتراضات و شبهات نسبت به کتاب فضایل اعمال

  • فرق اهل سنت با اهل حدیث

  • ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب مقلد مذهب حنابله!!!!

  • می گویند:در کجای قرآن آمده است که تقلید از امام اعظم ﴿رح﴾ واجب است؟

  • قیچی کردن غیرمقلدین قول امام العصر انور شاه كشميري را درخصوص تراويح

  • پاسخ دندانشکن به یک لامذهب سطحی نگر

  • جایگاه امام اعظم (رح)درعلم حدیث بخش اول

  • شبهه نوزدهم : اتباع یعنی پیروی از قران و سنت به فهم سلف صالح امت نه تقلید کورکورانه و‌جاهل

  • شكستن حلقه هاى ضعيف غيرمقلدين :-بخش نهم محل بستن دستها در نماز

  • تعریف کامل اهل سنت

  • بعضی از عقاید و انحرافات فکری غیر مقلدین

  • تجسیم (ﻗﺎﺋﻠﯿﻦ ﺑﻪ ﺟﺴﻢ ﺑﻮدن ﺧﺪا)

  • توضیح مطلب(ٳذا صَحَّ الحَدیثُ فَهومَذهبی)

  • هجمه وتعدّی آلبانی به کتاب صحیح مسلم بخش اول

  • چندسؤال کمر شکن از برادران غیر مقلد؛اهل حدیث ویا به اصطلاح سلفی

  • ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻏﯿﺮﻣﻘﻠﺪﯾﻦ و وسلفی ها ﺑﺎ ﺻﺤﯿﺢ ﺍﻟﺒﺨﺎﺭﯼ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﻛﻒ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺑﺮ ﺑﻨﺪ ﺩ

  • فاش کردن آخرین مکر وحیله غیرمقلدین(متسلفین) ؛ بهترین قول ازمذاهب اربعه را انتخاب میکنیم

  • کرامات اولیاء (صحابه وتابعین وصالحین)ازدیدگاه علامه ابن تیمیه رح

  • دلایلِ فرق در میان نماز مرد و زن؛ قسمت اول

  • غیرمقلدین و هشت رکعتی ها جواب علمی و تحقیقی دهید

  • جــــواب شـــبــــهـه نعم البدعه هذه در مورد قول عمر رض درمورد تراویح

  • سلفیت وپیدایش آن:دکتر «محمد سعید رمضان البوطی»

  • سلسله جواب شبهات متسلفین...(بخش اول)

  • امام احمد بن حنبل (ره) منکران تقلید را فاسق و انکار کننده های علم و سنت پیامبر (ص) میداند

  • اثبات توسل بالذات قسمت اول

  • پاسخ دندانشکن به متسلف دهن لق ابله وخائن .درمورد احناف و جماعت تبلیغ

  • افشای پشت پرده سلفیت(بخش اول)

  • مــــــــــوضوع :اشاره انگشت در نماز: بخش اول

  • تقلید درپرتوقرآن وحدیث وگفتارسلف : قسمت اول

  • تراویح و سلفی ها؛ ده چلینج برای اثبات عمل آنها :قسمت اول

  • فتنه ی لامذهبیت و انکار فقه اسلامی

  • تعداد رکعات تراویح(قسمت اول)

  • دانلود کتاب : بازگشت وتوبه یک غرمقلد به سواد اعظم

  • شعر بی وفاعی غیر مقلد

  • آدرس جدید راه حقیقیت

  • اطلاعیه از طرف گروه علمی وتحقیقی راه حقیقت2 به همه اهل سنت

  • مــــــــــوضوع: قراءةخلف الامام قسمت هشتم

  • پاسخ به رئيسي مجسم و مشبِّه كه قائل به مكان براي الله سبحانه و تعالي است. (قسمت اول)

  • توضیح مطلب(ٳذا صَحَّ الحَدیثُ فَهومَذهبی)

  • گفتمان دلچسب وجالب مولانا محمد امین صفدر اوکاروی رح

  • هجمه وتعدّی آلبانی به کتاب صحیح مسلم قسمت سوم

  • پاسخ دندانشکن به یک لامذهب سطحی نگر

  • هجمه وتعدّی آلبانی به کتاب صحیح مسلم بخش اول

  • هجمه وتعدّی آلبانی به کتاب صحیح مسلم قسمت دوم

  • اثبات توسل و تبرک از آثارپیامبر ازدایره قرآن،سنت وسلف صالح امت بخش دوازدهم

  • اثبات توسل وتبرک به آثارپیامبر ازدایره قرآن، سنت وسلف صالح امت.بخش یازدهم

  • اثبات توسل وتبرک به آثارپیامبرازدایره قرآن،سنت و سلف صالح امت بخش نهم

  • اثبات توسل وتبرک به آثارپیامبرازدایره قرآن،سنت وسلف صالح امت بخش دهم

  • اثبات توسل وتبرک به آثارپیامبرازدایره قرآن،سنت و سلف صالح امت قسمت هشتم

  • مــــــــــوضوع:اشاره انگشت در نمازبخش سوم

  • آلبانی درآیینه ی اختلاف

  • برآیندفتنه ی لامذهبیت :قسمت ششم

  • مـــــوضوع :قرائت خلف الامام :قسمت: ششم

  • برآیندفتنه ی لامذهبیت .قسمت هفتم

  • رفع یدین در نماز منسوخ است.

  • اضطراب وضعف روایات رفع یدین

  • پاسخ کوبنده برهرزه گوینده .بخش سی وپنجم

  • مـــــوضوع : حرکت دادن انگشت سبابه در نمازقسمت دوم

  • پاسخی به شعربی وزن وقافیه مصعب لامذهب سیلی خور

  • یک پرسش دوگزینه ای ازغیرمقلدین نوپا

  • مـــــوضوع :قرائت خلف الامام ❋قسمت پنجم

  • مسائل نمازدرپرتوقرآن وسنت وآثارصحابه قسمت بیست وششم .

  • مسائل نمازدرپرتوقرآن وسنت وآثارصحابه قسمت بیست وهفتم .

  • جوابیه دروغ های متسلفین نسبت به فقه احناف...

  • پاسخ کوبنده برهرزه گوینده:بخش سی وچهارم.

  • نقد مقاله ی جاهلانه متسلف درموردترک تقلید

  • مــــــــــوضوع :اشاره انگشت در نماز: بخش اول

  • پیشگفتار: بحث قرائت خلف الامام قسمت دوم:

  • مسائل نمازدرپرتوقرآن وسنت وآثارصحابه قسمت بیست وپنجم

  • مـــــوضوع :قرائت خلف الامام ❋قسمت:‌ چهارم

  • سطحيت نه سلفيت

  • مسائل نمازدرپرتوقرآن وسنت وآثارصحابه قسمت بیست وچهارم.

  • رونمایی از پلتیک وحقه بازی متسلفین که می خواهندازطریق واژه "سلفی" مردم خام را تحت تأثیرقراردهند.

  • برآیند فتنه ی لامذهبیت :قسمت پنجم .

  • تحقیقی درمورد غیر مقلدین

  • پاسخ دندانشکن به متسلف دهن لق ابله وخائن .درمورد احناف و جماعت تبلیغ

  • مسائل نمازدرپرتو قرآن وسنت وآثارصحابه قسمت بیست وسوم

  • برآیند فتنه ی لامذهبیت :قسمت چهارم.

  • حقانیت نهضت دعوت وتبلیغ

  • تحقيقی مختصردرمورد سلام با يک دست

  • مسائل نمازدرپرتوقرآن وسنت وآثارصحابه :قسمت بیست ودوم

  • پاسخ کوبنده برهرزه گوینده بخش سی ودوم

  • برآیندتحریک لامذهبیت.قسمت دوم

  • مسائل نمازدرپرتوقرآن وسنت وآثارصحابه قسمت بیست ویکم .

  • کد های اختصاصی