close
تبلیغات در اینترنت
جــــواب شـــبــــهـه نعم البدعه هذه در مورد قول عمر رض درمورد تراویح

پروفایل مدیریت


سلام علیکم. این سایت در آغاز گروهی در واتساب بود که در جهت رفع شبهات غیرمقلدین فعالیت می کرد. هم اکنون با مشورت مدیران ، وبلاگی برای ، حفظ ونشر مطالب گروه و استفاده عموم ساخته شد. این سایت صرفا برای پاسخ شبهات واهی متسلفین تکفیری ، تک رووخودبرتربین که روزانه مذاهب اسلامی را آماج حملات خویش قرار داده اندساخته شده است و وابسته به هیچ گروه واحزاب سیاسی ومذهبی دیگری نیست وهیچ عنادی با دیگر مذاهب اسلامی ندارد. ان شاالله که مورد پذیرش درگاه الهی واقع گردد.

آمار سایت

آمار مطالب
کل مطالب : 339
کل نظرات : 37
آمار کاربران
کل کاربران : 54
افراد آنلاين : 1
کاربران آنلاين : 0
آمار بازديد
بازديد امروز : 53,045
اطلاعات
امروز : چهارشنبه 21 آذر 1397
آي پي شما : 54.234.228.78
مرورگر شما :

  • عضویت سریع

  • لوگین
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نام کاربری :
رمز عبور :

جــــواب شـــبــــهـه نعم البدعه هذه در مورد قول عمر رض درمورد تراویح

نمایش ادامه مطلب

جــــواب شـــبــــهـه نعم البدعه هذه  در مورد قول عمر رض درمورد تراویح

کسانیکه ادعا می کنند : تراویح بدعت  عمر رض است چون بعد اجرای ورواج دادن تراویح فرموده : « نعم البدعه هذه»
و اما بررسی  این شبهه آبکی و جواب علمی و تحققیق به آن

جــــــــــــواب (۱)

باید دانست؛ فعلی را  که برای  انجامش   از  صاحب شرع  دلیلی ثابت باشد بدعت گفته نمی شود و در صحیحین  ثابت است که تا سه شب رسول گرامی اسلام ص تراویح خواندند و سپس  آنرا ترک دادند و علت ترکش را اینگونه بیان نمودند که ترسیدم که بر شما فرض نشود .
«خشیت ان تفترض علیکم» و حدیث اینست: عَنِ ابْنِ شِهَابٍ، أَخْبَرَنِي عُرْوَةُ، أَنَّ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، أَخْبَرَتْهُ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ خَرَجَ لَيْلَةً مِنْ جَوْفِ اللَّيْلِ، فَصَلَّى فِي المَسْجِدِ، وَصَلَّى رِجَالٌ بِصَلاَتِهِ، فَأَصْبَحَ النَّاسُ فَتَحَدَّثُوا، فَاجْتَمَعَ أَكْثَرُ مِنْهُمْ فَصَلَّى فَصَلَّوْا مَعَهُ، فَأَصْبَحَ النَّاسُ فَتَحَدَّثُوا، فَكَثُرَ أَهْلُ المَسْجِدِ مِنَ اللَّيْلَةِ الثَّالِثَةِ، فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَصَلَّى فَصَلَّوْا بِصَلاَتِهِ، فَلَمَّا كَانَتِ اللَّيْلَةُ الرَّابِعَةُ عَجَزَ المَسْجِدُ عَنْ أَهْلِهِ، حَتَّى خَرَجَ لِصَلاَةِ الصُّبْحِ، فَلَمَّا قَضَى الفَجْرَ أَقْبَلَ عَلَى النَّاسِ، فَتَشَهَّدَ، ثُمَّ قَالَ: «أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّهُ لَمْ يَخْفَ عَلَيَّ مَكَانُكُمْ، وَلَكِنِّي خَشِيتُ أَنْ تُفْتَرَضَ عَلَيْكُمْ، فَتَعْجِزُوا عَنْهَا»،
لذا زمانیکه از خود صاحب شرع انجام تراویح آنهم با جماعت ثابت است، بدعت گفتن آن حماقت ، بیسواد ی، تعصب و عناد چیز دیگری نمی تواند باشد

جــــــــــــواب (۲)

باید دانست که حضرت عمر رض اصحاب را از جماعات مختلف بر جماعت و امام واحدی جمع کرد و بس ،کار بیشتری انجام نداد
چون روزی حضرت عمر رض
  در شب رمضان وارد مسجد نبوی شد دید بعضی انفرادی و بعضی با جماعتهای کوچکی مشغول اقامه نماز تراویح  هستند فرمود : اگر اینها را از جماعات مختلف بر یک جماعت جمع کنم چه خوب است و دلیل بر این مدعا این حدیث صحیح بخاری است


کسانیکه ادعا می کنند : تراویح بدعت  عمر رض است چون بعد اجرای ورواج دادن تراویح فرموده : « نعم البدعه هذه»
و اما بررسی  این شبهه آبکی و جواب علمی و تحققیق به آن

جــــــــــــواب (۱)

باید دانست؛ فعلی را  که برای  انجامش   از  صاحب شرع  دلیلی ثابت باشد بدعت گفته نمی شود و در صحیحین  ثابت است که تا سه شب رسول گرامی اسلام ص تراویح خواندند و سپس  آنرا ترک دادند و علت ترکش را اینگونه بیان نمودند که ترسیدم که بر شما فرض نشود .
«خشیت ان تفترض علیکم» و حدیث اینست: عَنِ ابْنِ شِهَابٍ، أَخْبَرَنِي عُرْوَةُ، أَنَّ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهَا، أَخْبَرَتْهُ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ خَرَجَ لَيْلَةً مِنْ جَوْفِ اللَّيْلِ، فَصَلَّى فِي المَسْجِدِ، وَصَلَّى رِجَالٌ بِصَلاَتِهِ، فَأَصْبَحَ النَّاسُ فَتَحَدَّثُوا، فَاجْتَمَعَ أَكْثَرُ مِنْهُمْ فَصَلَّى فَصَلَّوْا مَعَهُ، فَأَصْبَحَ النَّاسُ فَتَحَدَّثُوا، فَكَثُرَ أَهْلُ المَسْجِدِ مِنَ اللَّيْلَةِ الثَّالِثَةِ، فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَصَلَّى فَصَلَّوْا بِصَلاَتِهِ، فَلَمَّا كَانَتِ اللَّيْلَةُ الرَّابِعَةُ عَجَزَ المَسْجِدُ عَنْ أَهْلِهِ، حَتَّى خَرَجَ لِصَلاَةِ الصُّبْحِ، فَلَمَّا قَضَى الفَجْرَ أَقْبَلَ عَلَى النَّاسِ، فَتَشَهَّدَ، ثُمَّ قَالَ: «أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّهُ لَمْ يَخْفَ عَلَيَّ مَكَانُكُمْ، وَلَكِنِّي خَشِيتُ أَنْ تُفْتَرَضَ عَلَيْكُمْ، فَتَعْجِزُوا عَنْهَا»،
لذا زمانیکه از خود صاحب شرع انجام تراویح آنهم با جماعت ثابت است، بدعت گفتن آن حماقت ، بیسواد ی، تعصب و عناد چیز دیگری نمی تواند باشد

جــــــــــــواب (۲)

باید دانست که حضرت عمر رض اصحاب را از جماعات مختلف بر جماعت و امام واحدی جمع کرد و بس ،کار بیشتری انجام نداد
چون روزی حضرت عمر رض
  در شب رمضان وارد مسجد نبوی شد دید بعضی انفرادی و بعضی با جماعتهای کوچکی مشغول اقامه نماز تراویح  هستند فرمود : اگر اینها را از جماعات مختلف بر یک جماعت جمع کنم چه خوب است و دلیل بر این مدعا این حدیث صحیح بخاری است
وَعَنِ ابْنِ شِهَابٍ، عَنْ عُرْوَةَ بْنِ الزُّبَيْرِ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ عَبْدٍ القَارِيِّ، أَنَّهُ قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ عُمَرَ بْنِ الخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ، لَيْلَةً فِي رَمَضَانَ إِلَى المَسْجِدِ، فَإِذَا النَّاسُ أَوْزَاعٌ مُتَفَرِّقُونَ، يُصَلِّي الرَّجُلُ لِنَفْسِهِ، وَيُصَلِّي الرَّجُلُ فَيُصَلِّي بِصَلاَتِهِ الرَّهْطُ، فَقَالَ عُمَرُ: «إِنِّي أَرَى لَوْ جَمَعْتُ هَؤُلاَءِ عَلَى قَارِئٍ وَاحِدٍ، لَكَانَ أَمْثَلَ» ثُمَّ عَزَمَ، فَجَمَعَهُمْ عَلَى أُبَيِّ بْنِ كَعْبٍ، ثُمَّ خَرَجْتُ مَعَهُ لَيْلَةً أُخْرَى، وَالنَّاسُ يُصَلُّونَ بِصَلاَةِ قَارِئِهِمْ، قَالَ عُمَرُ: «نِعْمَ البِدْعَةُ هَذِهِ، وَالَّتِي يَنَامُونَ عَنْهَا أَفْضَلُ مِنَ الَّتِي يَقُومُونَ»صحیح البخاری ج 3ص 45پس گویا حضرت عمر رض ادامه دهنده راه رسول الله ص بوده است
(أوزاع) جماعات. (الرهط) من ثلاثة إلى عشرة اوزاع متفرقون یعنی جماعتهای مختلف و متفرق
   و رهط به گروهی از سه تا ده نفر گفته می شود. این حدیث مصطفی البغا اینگونه می نویسد[تعليق مصطفى البغا]
1906 (2/ 707) -[
  ش (أوزاع) جماعات. (الرهط) من ثلاثة إلى عشرة. (أرى) واجتهاده هذا من إقراره صلى الله عليه وسلم للذين صلوا خلفه ولكنه لم يستمر بهم خشية أن تفرض عليهم (أمثل) أفضل. (فجمعهم على أبي) جعله إماما لهم. (البدعة) سماها بدعة لأنها لم يسنها رسول الله صلى الله عليه وسلم وقال نعم البدعة هذه ليدل على فضلها وأن من البدع ما هو مستحسن ومقبول إن كان يندرج تحت مستحسن في الشرع

جــــــــــــواب (۳)

ابن حجر رح اینگونه جواب داده است
در اصل بدعت آنست که قبلا نباشد و تازه شروع شود و در شرع در مقابل سنت اطلاق می شود که در اینصورت مذموم می شود و سخن تحقیقی اینست اگر تحت کار خوب و مستحسنی باشد
  ممدوح است و اگر تحت کار بدی باشد قبیح است و الا در اقسام مباح که پنج قسم است د اخل می شود .
و در جایی دیگر می نویسد«نعم البدعه»
  گفتن حضرت عمر  رض بخاطر تعطیل کردن جماعات کوچک  و جمع کردن اصحاب بسوی جماعات بزرگ است نه در اصل تراویح زیرا تراویح از سنت و خود رسول الله ص ثابت است.
قال الحافظ: في بعض الروايات: نعمت البدعة بزيادة تاء. (هذه) أي الجماعة الكبرى، لا أصل التراويح، ولا نفس الجماعة، فإنهما ثابتان من فعله - صلى الله عليه وسلم -.( اما می بینیم که فعل عمر رض کار بسیار مستحسنی بوده که همان نماز و اتحاد می باشد و دلایل زیادی از شرع هم برای ثبوتش وجود دارد)
قَوْلُهُ قَالَ عُمَرُ نِعْمَ الْبِدْعَةُ فِي بَعْضِ الرِّوَايَاتِ نِعْمَتِ الْبِدْعَةُ بزياة تَاءٍ وَالْبِدْعَةُ أَصْلُهَا مَا أُحْدِثَ عَلَى غَيْرِ مِثَالٍ سَابِقٍ وَتُطْلَقُ فِي الشَّرْعِ فِي مُقَابِلِ السُّنَّةِ فَتَكُونُ مَذْمُومَةً وَالتَّحْقِيقُ أَنَّهَا إِنْ كَانَتْ مِمَّا تَنْدَرِجُ تَحْتَ مُسْتَحْسِنٍ فِي الشَّرْعِ فَهِيَ حَسَنَة وَأَن كَانَت مِمَّا تَنْدَرِجُ تَحْتَ مُسْتَقْبَحٍ فِي الشَّرْعِ فَهِيَ مُسْتَقْبَحَةٌ وَإِلَّا فَهِيَ مِنْ قِسْمِ الْمُبَاحِ وَقَدْ تَنْقَسِمُ إِلَى الْأَحْكَامِ الْخَمْسَةِ

فتح الباری لابن حجر ج 4 ص 253

جــــــــــــواب (۴)

مصالح مرسله است و مصالح مرسله بدعت نیستند
مصالح مرسله آن است که صحابة کرام رضوان الله عليهم را کدام حادثة در وقت خود مزاحم مي شد و حل آن در نصوص صريح و استنباطي نمي ديدند، ولي همان امر را بنا بر مصلحت ديني براي عوام مفيد و مهم مي دانستند . شمشیر بران علامه محمدعمر سربازی رح و مخالف سنت و نصی نباشد بلکه آنرا تأیید بکند. مانند نماز تراویح بر امام واحد و جمع قرآن توسط
  خلفاء  و تدوین سنت مانند کتب صحاح سته و مسانید و ...

المصالح المرسلة ليست من البدع
وأشكل على بعضهم هذا فقال: كيف تقولون: لا إحداث ولا بدعة حسنة، بينما جاء عن أمير المؤمنين عمر رضي الله عنه أنه جمع الناس على إمام واحد، في التراويح في قيام الليل حينما كانوا يقومون جماعات أوزاعاً، ثم قال: نعمت البدعة؟ فكيف سماها بدعة ووصفها بأنها نعمة، والنعمة ضد النقمة والبأس؟
الجواب
من جاء بعمل لم يكن سابقاً، ولكنه من أمر الدين بمعنى: لم يخالف نصاً في كتاب الله، ولم يعارض نصاً من سنة رسول الله، بل يؤيد ويخدم ما جاء به كتاب الله وسنة رسوله، فهذا من أمرنا وليس بعيداً ولا غريباً عليه.
شرح اربعین ج
  17 ص 8

جــــــــــــواب (۵)

شیخ الاسلام ابن تیمیه رح در منهاج السنه می نویسد بدین خاطر بدعت نامیده شد زیرا قبلا (بر امام واحد تراویح نبود) نبوده و این بدعت لغوی است و بدعت شرعی نیست زیرا بدعت شرعی آن است که بدون دلیل شرعی انجام داده شود مانند استحباب، وجوب یا تحریم قرار دادن چیزی  که شرع آن حکم را نداده باشد اما برای تراویح دلایل فراوانی  در سنت وجود دارد . پس با این تعریف تراویح با جماعت واحده از وعید حدیث کل بدعه ضلاله خارج شد چون هیج صحابی انکار نکرد بلکه تایید کردند  و بر آن اهتمام ورزدیدند برای این مدعا به احادیث ذیل توجه کنید
قال ابن تيمية في "منهاج السنة": إنما سمّاه بدعة لأنَّ ما فُعل ابتداءً بدعة في اللغة، وليس ذلك بدعةً شرعية، فإن البدعة الشرعية التي هي ضلالة ما فُعل بغير دليل شرعي كاستحباب ما لم يُحبه الله، وإيجاب ما لم يوجبه الله، وتحريم ما لم يحرمه الله. انتهى
  وبه يندفع ما يقال: إن قول عمر نعمت البدعة مخالف لحديث "كل بدعة ضلالة" بأن المراد بالبدعة في الكلية البدعة الشرعية، وتوصيف الحسن للبدعة اللغوية ولم يُرْوَ عن أحد من الصحابة في زمان الخلفاء فمن بعدهم الإِنكار على ذلك، بل قد وافقوا عمر في كونه حسناً، وباشروا به، وأمروا، واهتموا به، فأخرج ابن أبي شيبة في "المصنَّف" عن وكيع، عن هشام، عن أبي بكر بن أبي مُلِيْكة أن عائشة أعتقت غلاماً لها عن دبر، فكان يؤمُّها في رمضان في المصحفِ، وعلقه البخاري في "باب إمامة العبد" بلفظ: وكانت عائشة يؤمها ذكوان من المصحفِ. وأخرج محمد في كتاب "الآثار" عن إبراهيم النَّخَعي أن عائشة تؤمُّ النساء في شهر رمضان فتقوم وسطاًالتعلیق الممجد علی موطاء امام محمد ج 1 ص 629 

 و  همچنین شیخ الاسلام رح در منهاج السنه می نویسد از نبی اکرم ص دو شب یا سه شب خواندن تراویح ثابت است.قال الإمام تقي الدين ابن تيمية في منهاج السنة: قد ثبت أن الناس كانوا يصلون بالليل جماعة في رمضان على العهد النبوي، وثبت أنه - صلى الله عليه وسلم - صلى ليلتين أو ثلاثاً-انتهى

جــــــــــــواب (۶)

واژه نعم البدعه کلمه ای است که برای محاسن  استفاده می شود زیرا نعم از افعال مدح است  و بئس برای افعال بد می اید و استعمال می شود چون از افعال ذم است
زیرا در حدیثی پیامبر گرامی اسلام ص فرمود بر ابوبکر و عمر رضی الله عنهما اقتدا بکنید وقتی اصحاب به حضرت عمر رض همگام شدند و اقتدا کرد اسم بدعت بطور کلی زایل شد
نعم البدعة وهي كلمة تجمع المحاسن كلها كما أن بئس تجمع المساوئ كلها وقيام رمضان ليس بدعة لأنه -صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ- قال: "اقتدوا بالذين من بعدي أبي بكر وعمر" وإذا أجمع الصحابة مع عمر على ذلك زال عنه اسم البدعة.
شرح قسطلانی ج 3 ص 426

جــــــــــــواب (۷)

پیامبر گرامی اسلام ص فرمود: « لن یجتمع امتی علی الضلاله» امت من بر گمراهی جمع نمی شود
اجماع کردن مهاجرین و انصادر دال بر بدعت نبودن تراویح بلکه مستحن بودن آن بر هیچ عاقلی پوشیده نیست

جــــــــــــواب (۸)

قیام نکردن و اعتراض هیج صحابی مانند حضرت علی،  ابن مسعود ، عثمان و... رضی الله عنهم دال بر مستحن بودن آن است چون اصحاب در مقابل حکم شرع بسیار قاطع بودند و ترسی در کار نبود
چنانچه مشهور استحضرت عمر رض روزی بالای منبر فرمود: اگر کج باشم با من چکار می کنید . شخصی بلند شد و شمشیرش را کشید و گفت با این شمشیر تو را راست خواهیم کرد . فــــــــتأمـــــــــــل

جــــــــــــواب (۹)
پیامبر ص فرمود: بر سنتهای من و سنتهای خلفای راشدین
  چنگ بزنید
علیکم بالسنتی و سنه خلفاء الراشدین المهدیین و عضوا علیها بالنواجذ
در بسیاری از کتب مانند : سنن ترمذی ، مسند امام احمد بن حنبل ، سنن ابن ماجه ، مستدرک الحاکم ، مصابیح السنه و ... امده است
 جـــــــــــواب (10)

۱۰۰۶۴ ـ محمد بن یعقوب ، عن علی بن إبراهیم ، عن محمد بن عیسى ، عن یونس ، عن أبی العباس البقباق وعبید بن زراره ، عن أبی عبدالله ( علیه السلام ) قال : کان رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) یزید فی صلاته فی شهر رمضان إذا صلى العتمه صلى بعدها ، فیقوم الناس خلفه فیدخل ویدعهم ، ثم یخرج أیضا فیجیئون ویقومون خلفه فیدعهم ویدخل مرارا ، الحدیث .الکافی ۴ : ۱۵۴ | ۲ .کتاب وسائل الشیعه ج ۸ ص ۱۷ ـ ۴۸

در دیگر کتب دیگر نیز روایات درمورد تراویح بسیار است که فقط آدرس سند را ذکر میکنیم
تهذيب الاحكام(ج3) باب فضل شهر رمضان والصلاة فيه زيادة على النوافل المذكورة في سائر الشهور
التهذیب 3 : ۷۰ | ۲۲۷ .کتاب وسائل الشیعه ج ۸ ص ۱۷ ـ ۴۸تهذیب الاحکام(ج۳)
و ...

تهیه و تنظیم : انور کشمیریمحمد محقق

 


برچسب ها : جــــواب شـــبــــهـه نعم البدعه هذه در مورد قول عمر رض درمورد تراویح ,

نظرات کاربران


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

  • پیشنهادی

  • پربازدید

  • جدید

  • نظرات
  • اثبات ترک رفع یدین (بلند نکردن دست ها در نماز)

  • عقیده اهل سنت و جماعت در جواب کسی که می گوید الله کجاست؟

  • توهین امام غیرمقلدین «البانی» به امام اعظم

  • نقد کتاب : صفة صلاة النبی ناصرالدین آلبانی رح در ترازوی عدل وانصاف(1)

  • پنج سوال دندانشکن قایلین'ترک رفع یدین(احناف ومالکیه)؛ از کسانیکه قایل به رفع یدین هستند(غیرمقلدین

  • پنجاه سوال کمرشکن از غیرمقلدین

  • ثبوت صلاةالتسبیح برردجواب غیرمقلدین که صلاةالتسبیح رابدعت می دانند

  • ثبوت توسل شرعی از دیدگاه اهل سنت و الجماعة

  • اطلاعیه از طرف گروه علمی وتحقیقی راه حقیقت2 به همه اهل سنت

  • تاریخچه پیدایش طیف غیر مقلدین(متسلفین)

  • پاسخ به ده اعتراض بر جماعت تبلیغ

  • متسلفین می گویند:تصوف بدعت است

  • دفاع شيخ الاسلام ابن تيميه رح از امام اعظم رح نسبت به اعتراضات متسلفين

  • افشای دروغ های متسلفین در مورد تصوف

  • پاسخ اعتراضات و شبهات نسبت به کتاب فضایل اعمال

  • سوء استفاده غیرمقلدین ازاحساسات دینی مردم؛درمورد جماعت تبلیغ وکتاب فضایل اعمال

  • آیا احناف در عقیده مخالف امام ابوحنیفه هستند و عقیده امام ابومنصور ماتریدی عقیده معتزلی هست؟؟

  • فرق اهل سنت با اهل حدیث

  • ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب مقلد مذهب حنابله!!!!

  • می گویند:در کجای قرآن آمده است که تقلید از امام اعظم ﴿رح﴾ واجب است؟

  • قیچی کردن غیرمقلدین قول امام العصر انور شاه كشميري را درخصوص تراويح

  • پاسخ دندانشکن به یک لامذهب سطحی نگر

  • جایگاه امام اعظم (رح)درعلم حدیث بخش اول

  • تعریف کامل اهل سنت

  • شبهه نوزدهم : اتباع یعنی پیروی از قران و سنت به فهم سلف صالح امت نه تقلید کورکورانه و‌جاهل

  • شكستن حلقه هاى ضعيف غيرمقلدين :-بخش نهم محل بستن دستها در نماز

  • بعضی از عقاید و انحرافات فکری غیر مقلدین

  • تجسیم (ﻗﺎﺋﻠﯿﻦ ﺑﻪ ﺟﺴﻢ ﺑﻮدن ﺧﺪا)

  • ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻏﯿﺮﻣﻘﻠﺪﯾﻦ و وسلفی ها ﺑﺎ ﺻﺤﯿﺢ ﺍﻟﺒﺨﺎﺭﯼ ﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﻛﻒ ﺩﺳﺖ ﺭﺍﺳﺖ ﺑﺮ ﺑﻨﺪ ﺩ

  • توضیح مطلب(ٳذا صَحَّ الحَدیثُ فَهومَذهبی)

  • چندسؤال کمر شکن از برادران غیر مقلد؛اهل حدیث ویا به اصطلاح سلفی

  • هجمه وتعدّی آلبانی به کتاب صحیح مسلم بخش اول

  • فاش کردن آخرین مکر وحیله غیرمقلدین(متسلفین) ؛ بهترین قول ازمذاهب اربعه را انتخاب میکنیم

  • کرامات اولیاء (صحابه وتابعین وصالحین)ازدیدگاه علامه ابن تیمیه رح

  • جــــواب شـــبــــهـه نعم البدعه هذه در مورد قول عمر رض درمورد تراویح

  • افشای پشت پرده سلفیت(بخش اول)

  • دلایلِ فرق در میان نماز مرد و زن؛ قسمت اول

  • سلسله جواب شبهات متسلفین...(بخش اول)

  • غیرمقلدین و هشت رکعتی ها جواب علمی و تحقیقی دهید

  • سلفیت وپیدایش آن:دکتر «محمد سعید رمضان البوطی»

  • امام احمد بن حنبل (ره) منکران تقلید را فاسق و انکار کننده های علم و سنت پیامبر (ص) میداند

  • پاسخ دندانشکن به متسلف دهن لق ابله وخائن .درمورد احناف و جماعت تبلیغ

  • اثبات توسل بالذات قسمت اول

  • تعداد رکعات تراویح(قسمت اول)

  • مــــــــــوضوع :اشاره انگشت در نماز: بخش اول

  • دانلود کتاب : بازگشت وتوبه یک غرمقلد به سواد اعظم

  • تقلید درپرتوقرآن وحدیث وگفتارسلف : قسمت اول

  • تراویح و سلفی ها؛ ده چلینج برای اثبات عمل آنها :قسمت اول

  • فتنه ی لامذهبیت و انکار فقه اسلامی

  • مــــــــــوضوع: قراءةخلف الامام قسمت هشتم

  • آدرس جدید راه حقیقیت

  • اطلاعیه از طرف گروه علمی وتحقیقی راه حقیقت2 به همه اهل سنت

  • مــــــــــوضوع: قراءةخلف الامام قسمت هشتم

  • پاسخ به رئيسي مجسم و مشبِّه كه قائل به مكان براي الله سبحانه و تعالي است. (قسمت اول)

  • توضیح مطلب(ٳذا صَحَّ الحَدیثُ فَهومَذهبی)

  • گفتمان دلچسب وجالب مولانا محمد امین صفدر اوکاروی رح

  • هجمه وتعدّی آلبانی به کتاب صحیح مسلم قسمت سوم

  • پاسخ دندانشکن به یک لامذهب سطحی نگر

  • هجمه وتعدّی آلبانی به کتاب صحیح مسلم بخش اول

  • هجمه وتعدّی آلبانی به کتاب صحیح مسلم قسمت دوم

  • اثبات توسل و تبرک از آثارپیامبر ازدایره قرآن،سنت وسلف صالح امت بخش دوازدهم

  • اثبات توسل وتبرک به آثارپیامبر ازدایره قرآن، سنت وسلف صالح امت.بخش یازدهم

  • اثبات توسل وتبرک به آثارپیامبرازدایره قرآن،سنت و سلف صالح امت بخش نهم

  • اثبات توسل وتبرک به آثارپیامبرازدایره قرآن،سنت وسلف صالح امت بخش دهم

  • اثبات توسل وتبرک به آثارپیامبرازدایره قرآن،سنت و سلف صالح امت قسمت هشتم

  • مــــــــــوضوع:اشاره انگشت در نمازبخش سوم

  • آلبانی درآیینه ی اختلاف

  • برآیندفتنه ی لامذهبیت :قسمت ششم

  • مـــــوضوع :قرائت خلف الامام :قسمت: ششم

  • برآیندفتنه ی لامذهبیت .قسمت هفتم

  • رفع یدین در نماز منسوخ است.

  • اضطراب وضعف روایات رفع یدین

  • پاسخ کوبنده برهرزه گوینده .بخش سی وپنجم

  • مـــــوضوع : حرکت دادن انگشت سبابه در نمازقسمت دوم

  • پاسخی به شعربی وزن وقافیه مصعب لامذهب سیلی خور

  • یک پرسش دوگزینه ای ازغیرمقلدین نوپا

  • مـــــوضوع :قرائت خلف الامام ❋قسمت پنجم

  • مسائل نمازدرپرتوقرآن وسنت وآثارصحابه قسمت بیست وششم .

  • مسائل نمازدرپرتوقرآن وسنت وآثارصحابه قسمت بیست وهفتم .

  • جوابیه دروغ های متسلفین نسبت به فقه احناف...

  • پاسخ کوبنده برهرزه گوینده:بخش سی وچهارم.

  • نقد مقاله ی جاهلانه متسلف درموردترک تقلید

  • مــــــــــوضوع :اشاره انگشت در نماز: بخش اول

  • پیشگفتار: بحث قرائت خلف الامام قسمت دوم:

  • مسائل نمازدرپرتوقرآن وسنت وآثارصحابه قسمت بیست وپنجم

  • مـــــوضوع :قرائت خلف الامام ❋قسمت:‌ چهارم

  • سطحيت نه سلفيت

  • مسائل نمازدرپرتوقرآن وسنت وآثارصحابه قسمت بیست وچهارم.

  • رونمایی از پلتیک وحقه بازی متسلفین که می خواهندازطریق واژه "سلفی" مردم خام را تحت تأثیرقراردهند.

  • برآیند فتنه ی لامذهبیت :قسمت پنجم .

  • تحقیقی درمورد غیر مقلدین

  • پاسخ دندانشکن به متسلف دهن لق ابله وخائن .درمورد احناف و جماعت تبلیغ

  • مسائل نمازدرپرتو قرآن وسنت وآثارصحابه قسمت بیست وسوم

  • برآیند فتنه ی لامذهبیت :قسمت چهارم.

  • حقانیت نهضت دعوت وتبلیغ

  • تحقيقی مختصردرمورد سلام با يک دست

  • مسائل نمازدرپرتوقرآن وسنت وآثارصحابه :قسمت بیست ودوم

  • پاسخ کوبنده برهرزه گوینده بخش سی ودوم

  • برآیندتحریک لامذهبیت.قسمت دوم

  • مسائل نمازدرپرتوقرآن وسنت وآثارصحابه قسمت بیست ویکم .

  • کد های اختصاصی